آرزو های متکایی

آخ که دلم آرزو دارد دخترک آنقدر بزرگ بشود که بتوانم توی متکا بازی مان بدون هیچ ملاحظه بچه گی و کوچکی اش ؛ محکم بالش ها را بزنم توی سرش! و از این متکا هم محکم نصیب خودم بشود!

پی نوشت : ایضا همین آرزو درمورد لی لی؛ دزد وپلیس و سایر بازی های بدوبدو و بپر بپر صادق است!

/ 10 نظر / 9 بازدید
زهرا

آرزوتان به زودی زود به واقعیت می پیوندد، انشاالله. آن قدر که آرزو کردنش را فراموش می کنید!

ما(من و گاهی بابا)

خدا به دخترک رحم کرده هاا !

مسافر

به جاش من اصلا بپر بپر نیستم آخرش این دخترم هم به خودم میبره در پناه خدا [گل][قلب]

شبنم

سلام همین که صفحه وبلاگ تون رو باز کردم، و اخرین پست تون رو خوندم، چنان مجذوب این بیان و این دید تازه به خیلی از چیزها شدم، که متوجه نشدم چند صفحه برگشتم عقب و دارم نوشته های قبلی ترتون رو می خونم.. باید دانشجوی ارشد شریف باشید و در عین حال یه مادر خانومی باحال که یه بچه حدودا یک سال و چند ماهه داره.... یه زمانی ارزو داشتم پر از مشغله های مادرانه باشم و عیدهای هر سال فرزندم رو ببینم که قد کشیده و نسبت به سال قبلش چقدر تغییر کرده، ولی راستش رو بخواید الان به این نتیجه رسیدم که باید تمام این رویاها رو تو وجود خودم بکشم و لگدمال کنم............

نگاه

خیلی زود نصیب خودتان محقق میشود ولی بعید میدانم تا 7.8 سال دیگر هم دلتان بیاید... اما ای کشتی از پیش باخته با 2.3 ساله ها کیف دارد!!!

معصومه

انشاءالله آن روز هم می رسد اما خدا کند تا آن روز این آرزو در وجود شما به خواب نرفته باشد.

sara

چشم به هم بزنی می رسه اون روزا با خودت میگی واااای دلم برای نی نی ای هاش تنگ شده.

مسافر

می دونی به نظرم تو از اول همین جور فعال و پر انرژی بودی که تا حالا هستی و حتما همینطور هم خواهی بود به نظرم این یک خاصیت باشه که به هزار و یک دلیل از بچگی در یکی وجود دارد یا ندارد خیلی ربطی به سن نداره من از وقتی یادمه آروم بودم و این مساله هیچ ربطی به سنم نداره [چشمک] پس به نظزم به زنده بودن و اسیر روزمرگی نشدن ربطی نداره تو همیشه همین جور خواهی بود ان شاءالله در پناه خدا [گل][قلب]

زینب سادات

یه کامنت بلند بالا گذاشتم برای این مطلب. اگر رسیده که هیچ و اگر هم نرسیده بازم هیچ!

آشنا

دلم دختر خواست. شونه زدن موهاش و با گیرسرهای خوشگل و سنجاق ها و کش ها، تزیین کردنش!!