کجایی جوانی که یادت بخیر ..

از وقتی مادر شده ام حس میکنم زمان تندتر از قبل می گذرد و دیگر فرصت ندارم هی به عقب نگاه کنم، راستش می ترسم نگاه کنم که  در گذشته چه شده.

آخر سال که داشتم فکر می کردم به "سالی که گذشت" از خودم پرسیدم "یک سال گذشت؟؟" اصلا باورم نمی شد نوزاد کوچولوی بی پناه عید پارسال که موقع دید و بازدید ها تو کریر می گذاشتمش حالا یک بچه بازیگوش چموش شده است که از به جای خانه سرک می کشد

اووووف چقدر زود گذشت

چقدر زود پیر می شویم

امسال اولین سالی ست که بجای فکر کردن به سال هایی که گذشت دارم فکر می کنم چند سال دیگر به انتهای عمرم نمانده.

افتاده ام توی سراشیبی سقوط سالهای آخر ...

گذشت دوران اوج

/ 3 نظر / 19 بازدید
مسافر

اینکه آدم بدونه تو سراشیبی سقوط سالهای آخره چیز بدی نست اینکه به اینجا برسه که وقتی نداره این جوری از لحظه "حال" بهتر استفاده میکنه چون تنها سرمایه ای هستش که واقعا داره سال خوبی داشته باشی پر از رشد و تعالی در پناه خدا [گل][قلب]

مسافر

کلا از وقتی میایم میخوایم بریم اون موقع ها خواب بودی الان بیدار شدی خیلی ها خیلی زودتر از ما رفتن همون موقع ها که برای ما اوج بود و برای اونها رفتن رو نباید فراموش کنیم از همون ابتدای اومدن در پناه خدا [گل][قلب]

ستاره

سلام تو این را بگی من چی بگم؟ من را می شناسی همون که بهت پیامک زدم آدرس وب تو و مسافر را گرفتم بی خیال عمر و دنیا باش هر وقت موقعش بشه می گن بیا تو هم می ری