بحران هویت , قهرمان های مجازی و نوجوانی نسل جدید

باید از دنیای نوجوان های امروزی سر در بیاورم, بیشترش بخاطر این است که دوره گذار نسل جدید را بفهمم تا وقتی فرزند خودم وارد بحران هویتی نوجوانی شد, یک هو از آسمان به زمین هبوط نکرده باشم و دست و پا بسته نباشم.

ریحانه ۱۵ساله, یک مورد نزدیک است برای شناختن نوجوان های نسل جدید و آماده شدن ذهنی برای نوجوان های نسل بعدی.

 

 من و ریحانه و مادرش رفته بودیم امامزاده. نشسته بودیم جلوی ضریح. مادر تند تند زیارتنامه را ختم می کرد, ریحانه بی حوصله مشغول مرور آدم ها بود و من هم توی نخ ریحانه.

رفتم پیشش و سرصحبت را باز کردم:

- خب دعای امسالت چی بود؟ حتما برای درس و شاگرد اولی بوده!

- نه بابا, اینا که مهم نیس.

- دعا کردی مامانت دست از گیر دادن بهت برداره؟(قبلا گله گی کرده بود)

- نه. یه جوری کنار میایم.

- پس چی؟

- زن ایکس(اسم یک شخصیت خیالی فیلم و سریال) حاملس, دعا کردم بچه ش سالم بدنیا بیاد!

- همین؟

- نه برای ایگرگ(یک شخصیت خیالی دیگر) هم دعا کردم کارش درست شه.

اولش فکر کردم شوخی می کند اما چند دقیقه صحبت کافی بود که جدی بودن خیالاتش را درک کنم.

بحران های هویتی و تلاطم های روحی و اون همه خود درگیری های نسل ما کجا و بحران هویت های مجازی نسل جدید کجا!.

تازه آن موقع بود که مابقی رفتارهای ریحانه برای نصب بازی مربوط به همان شخصیت ها, پرسیدن اصطلاحات انگلیسی بازی, سفارش کتاب زبان اصلی داستان و... همه شان عین پازل کنار هم چیده شده بود تا توهمات ذهنی ریحانه را درک کنم.

هرچند هضم این توهمات هنوز هم سخت است اما واقعیت دارد. ریحانه با یک قهرمان داستانی و یک بعدی دارد زندگی می کند و احتمالا همین بستر و بلکه متوهم تر از این برای فرزند من چیده شده.

این روزها مشغولیت ذهنی ام این شده که برای نوجوان های نسل جدید و آینده چه باید کرد؟

نوجوان هایی که دوره پادشاهی و ادب شان را گذرانده اند و در دوره وزارت و مشاوره والدین شان هستند اما هنوز در یک دنیای خیالی زندگی می کنند و حتی ساده ترین قواعد زندگی واقعی را بلد نیستند.

 

پی نوشت:هنوز جای شکر دارد که شخصیت خیالی مورد علاقه ریحانه شرلوک هلمز و پوآرو هستند و کار به قهرمان های جدید و خوش آب و رنگ و رویایی هالیوودی نرسیده.

زنگ خطر بعدی سبای پنج ساله مان است که اسم پرنسس های کارتون هایش را روی خودش میگذارد.

 

محض خنده: سبا در مورد پرنسس "نفهمیدم چی چی" صحبت میکند. طهورا می گوید اسم "پشه" ت چی بود؟؟(تلفظ پرنسس را پشه فهمیده بود!)

/ 14 نظر / 19 بازدید
نمایش نظرات قبلی
مسافر

اول که دعا می کنم امام زمان به رودی ظهور کنن و خیلی چیرا اصلاح بشه ..... دوم چرا فکر میکنی باید منتظر چیزایی در دوران نوجوانی دخترت باشی یهو از زیر زمین که یه نوجوان نمیاد بیرون 7سال اول و دوم خوراکهایی که خودت تو پاسخ نظر معصومه نوشتی در این دو دوره همه اونا روی ارمانهای یه نوجوان موثره الان نوجوانانی هستن که اصلا هم این دغدغه ها رو ندارن کمن ولی هستن خیلی هم خوب و متعالی فکر میکنن من که دادم فکر میکنم دخترم رو جوری تربیت کنم که تو 15سالگی قابلیت مادر شدن داشته باشه از لحاظ روحی مییگما به نظرم راه عوضیی رو سالها رفتیم فاصله بین بلوغ جسمی و روحی رو خیلی زیاد کردیم خیلی حرف دارم شاید دعوامون بشه اساسی در پناه خدا

معصومه

ساغر من به نظرم این مسائل اونقدری که پدر و مادرهای مذهبی روش مانور می دن موثر نیست، یعنی گاهی ( و واقعا گاهی) سوراخ دعا گم شده. اگر بچه ها رو با مفاهیم عمیق انسانی و الهی بار بیاریم چه اهمیتی داره که رنگ موی عروسکشون سیاه باشه یا طلایی؟ حتی چه اهمیتی داره که عروسک بچگی هاشون حجاب نداشته باشه؟( توی سنی که بچه هنوز مفهوم حجاب رو درک نمی کنه ولی مفهوم زیبایی رو چرا). می دونی من همه ی این کارها رو رد نمی کنم ها، اصلا هم موافق اینکه همه چیز رو در دسترس بچه بذاریم تا هرکار خواست بکنه نیستم ( و البته اینم روشنفکری نمی دونم)، ولی مادرهایی رو می بینم که چون علائق ذاتی و طبیعی بچه شون به سمت زیبایی می ره و مثلا دست روی عروسک های غربی می ذاره یا دوست داره آهنگ های شاد گوش کنه و... فوری حس می کنن اوه اوه علائم انحراف!! وایسا جلوش!! و نمی بینن که خود این گارد گرفتن ذهنیشون باعث عدم صمیمیت می شه... تو می گی که از نگاه ریحانه دیدی ماجرا رو، ولی پستت نشون می ده که بیشتر قضاوتش کردی تا اینکه باهاش همراه شی و از لذت هاش لذت ببری... منم می گم همون قهرمان های خوش آب و رنگ هالیوودی هم با نگاه مثبت قطعا چیزهایی برای یاد گرفتن دارن

طفل معصوم ب معصومه

ی نکته مهمی ک میخام برای یاداوری ب خودم بگم همون حرفیه ک خودت گفتی. ما باید اصول خیلی خیلی مهم انسان بودن رو ب بچه هامون منتقل کنیم و حتی قبلتر باید خودمون یاد گرفته باشیم و حتی من معتقدم در مسیر تربیت فرزند خودم قراره این اصل ها رو تمرین کنم و یاد بگیرم. حالا مدیوم و رسانه ای ب اسم وبلاگ اصلا قابلیت انعکاس این روند رو نداره. این نقص ارتباط ماست ک از من و شخصیت مادری ام فقط همین وبلاگ رو میبینی. من مجبورم مطالب مستمر, مختصر و تقریبا ساده رو بگم و خیلی از ابعاد مادری در این جا گم میشه

طفل معصوم ب معصومه

خب این که بگم با کدوم قسمت جملاتت کاملا موافقم و کدوم جملات جای بحث داره خیلی طولانی میشه. یک اصلی هست به نام اختیار ممکنه انسانی با بهترین ژنتیک و محیط مثل پسر نوح ترجیح بده راه راست رو نره. حق اجبار نداریم. بچه منم باب اسفنجی رو هم دوس داره و من هیچ حساسیتی نشون ندادم با وجود مخالفتمو اگرم مثلا بخاد عروسکش روبخره بخاطر باب اسنفنجی بودنش مخالفت نمیکنم اما خودم هیچ وقت براش اونو نمیخرم . این فرقیه ک با ی مثال گفتم . بحث تیوریکش در این مقال نمیگنجد

طفل معصوم ب معصومه

دختر من الان با هر اهنگی و در هر جایی شروع ب رقصیدن میکنه . بچه ای ک تو خونه ش رقص ندیده , از اینور اونور یاد گرفته. من اصلا حساسیت نشون نمیدم ک وای بچم منحرف شد!!! بله یک لذت بچه گانه س ک باعث جلب توجه میشه و متاسفانه در برنامه های تلوزیونی و مهدها و... زیرپوستی ترویج میشه. هرچند مخالفم و نمیپسندم اما اثر برخورد منفی من با این ماجرا مطمینا بیشتر از اون چیزیه ک ممکنه انحراف نامیده بشه. شاید در قیاس با مسیله انسانیت و ازادگی این مسیله کوچک بنظر برسه اما اهمیت خودش رو داره. ضمنا من هنوز حتی برای خودم هم نمیتوونم راهکارهای تربیتی "انسان پروریدن" رو بدم چه برسه ب اینکه بخام نشرش بدم!!

مرضیه

معصومه جان برای من سوال شده که این انسانیتی که می گی به نوعی اصل اساسی تربیت فرزند هست چیه. اصلا دنبال یه مفهوم فلسفی عمیق و دقیق نیستم ها. فقط همین نکته ای که در هر شرایطی باید راهنمای ما در تربیت فرزند باشه رو می گم. نمی خواهم خیلی مساله رو لوث کنم و بگم انسانیت یک اصل یه جمله ای است بلکه ممکنه مجموعه ی یک سری اصول و ارزش ها باشه. اگر این طوره این ارزش ها و اصول چی هستن؟ نسبتشون با اسلام چیه؟ آیا این ها اصولی هستند که بچه ها به یک اندازه و یکسان از شخصیت های شکرستان و باب اسفنجی می تونند دریافت کنند؟

طفل معصوم ب مرضیه

حرف تکمیلی: این ک اصول عمده تربیت چی هست ؟راستش مباحثی اند ک من اگه حرفش رو بزنم صرفا افکار تایید نشده ی شخص غیر متخصصه. جراتش رو ندارم حرفی بزنم چون واقعا حرفی برای گفتن ندارم. منتها بعضی اصول رو لازم نیست دکترای فلسفه تعلیم و تربیت بگیری. بصورت واضح توی زندگی روزمره لمس میکنی اما قابل مکتوب کردن و حتی کامنت کردن نیست.

طفل معصوم ب مرضیه

کاش بشه حضوری صحبت کرد. مسیله برای خودم هم حساس شد!!! ولی چون هنوز فرکانس ها یکی نیست هرچیزی ک من بگم شاید برداشت دیگری بشه . هرروز ک جلوتر میره حس میکنم کاش این مدیوم رو برای ارتباط انتخاب نمیکردم

مرضیه

خواهرم شما بگو بالاخره شروع به رزونانس می کنه! بر عکس به نظر من نوشتن باعث می شه آدم خیلی روشن تر و دقیق تر فکر کنه و به همون نسبت نیز افکارش رو به روشنی ابراز کنه. گرچه واقعا صحبت رو در رو گاهی مزیت های خودش رو در تفهیم و تفاهم داره اما وقتی بحث دقیق تر می شه. در مباحثه و گفتگو سوال اصلی و ظرابف اون گم می شه یا به حاشیه می ره. این مثال باب اسفنجی و شکرستان هم مثال خودم بود برای روشن شدن سوالم٬ از صحبت های شما برداشت نکردم. در ضمن این پرجمه چیه کنار اسم من؟ چه جوری عوضش کنم؟ من بسیاری از ارتباطات اندیشه ای-ارزشی رو با شی مذکور تکذیب می کنم!

ما( من و گاهی بابا )

با تمام حرفهات موافقم. من شکرستان رو از جهت اینکه تولید بومی هست و ... میپسندم اما تعداد کلمات توهین آمیزش خیلی زیاده ! مثلا : ذلیل مرده و به همین جهت من دیدنش رو برای آیه جانمان متوقف کردم. خوشبختانه برنامه های رقص و آوراز این عمو و خاله های رقاص تلویزیون رو هم تا حالا ندیده. کارتون هایی که براش میگذاریم اکثرا ، برنامه های آموزنده ی زبان انگلیسی هستند ، مثل : کارتون فرانکلین. واقعا عالیه. هم به لحاظ محتوا هم به لحاظ فرهنگی ؛ پینگو و مدرسه ی موشهای ورژن دهه 60 هم میبینه و خیلی دوست داره. از انیمیشن های هالیوود و کمپانی برادران وارنر واقعا باید دوری جست . به شدددت افتضاحن .