اقامت چند روزه در منزل دکتر ها!

صبحانه موجود: پنیر؛ گردو؛ عسل؛ کره ؛ مربا؛ تخم مرغ؛ حلوا شکری؛ .. بهمراه چای شیرین یا شیر و نان لواش و سنگک و نان محلی

صبحانه انتخابی: سیب زمینی سرخ کرده با نان باگت و نسکافه فوری!

 

ناهارهای موجود: قرمه سبزی؛ دلمه؛ مرغ و ...

ناهار انتخابی: کالباس روی نان تست!

 

غذای مدرسه: انواع شکلات؛ بیسکوییت؛ چیپس و ...

شام : ....

 

اینها وعده های غذایی یک بچه ده ساله فامیل است که هم پدرو هم مادرش هر دو پزشک هستند!

فکر نکنید مریض این دکترها باشید بهتان این نسخه ها را میدهند؛ نه. آنها مدام به مریض ها می گویند نباید فست فود و غذاهای کنسروی با مواد نگهدارنده بخورند. خودشان هم می خواهند که بچه شان صبح نان پنیر بخورد و ظهر قرمه سبزی  وشام کوکو.

اما از آنجا که دکترند و باید مدت زمان زیادی را خارج از خانه توی مطب و بیمارستان باشند فرصت رسیدگی به این امور را ندارند و باید یک جوری شکم بچه را پرکنند

نتیجه می شود این که تمام مواد نگهدارنده و ادویه ها و طعم دهنده های جورواجوری که این چند روزه به معده ما رفت کوپن فست فود خوردنمان را تا حداقل شیش ماه دیگه باطل کرد.

راستی واقعا من اگه 6-7 سال از طلایی ترین زمان عمرم را سر درس می گذاشتم؛ حاضر بودم بنشینم خانه و برای بچه ام غذای خانگی درست کنم؟

این تناقض مادر فعال و موفق در مقابل بچه آسیب دیده مدت هاست دارد توی ذهنم کلنجار می رود؛ بهر حال زنی که فعالیت بیرونی دارد (درس؛ کار؛ ...) خیلی وقتا توی این تناقض گیر می کند و انتخاب هر کدامشان زجر آور است.

/ 1 نظر / 13 بازدید
سیده زینب

به نظر من اولین وظیفه ی هر مادری در قبال فرزندشه و بس