هنوز مادر عاشورایی نیستم

چقدر شیرینه وقتی برگه جواب آزمایش رو می بینی که روبروی نتیجه ش نوشته positive

چقدر تجربه قشنگیه اولین باری که لگد بچه ات رو توی دلت حس می کنی و تازه می فهمی میزبان موجود زنده ای هستی که حیات و مماتش به تو وابسته س.

چقدر شگفت انگیزه اولین باری که بچه ات را میبینی به دنبال خوردن شیر، لبهایش را باز و بسته می کند و بالاخره به شیر می رسد.

چقدر دل آدم غنج می رود وقتی اولین لبخند بچه ات را میبینی

چقدر هیجان انگیز است اولین های بچه ات . اولین دندانش ؛ اولین غلت زدن؛ اولین چهار دست وپا رفتن؛‌ اولین ایستادن ....

.

.

.

توی همه این لحظات  وقتی گوشه قلبم دارد خدا را شکر می کند؛‌ به خودم می گویم حاضری همین الان بچه ات را فدا کنی ؟ حاضری برای خدا پاره تنت را بدهی ؟ اگه ادعای مسلمانی می کنی باید حاضر باشی همین الان از شیرین ترین لحظاتت با بچه ات بگذری .

سخته، خیلی سخته؛‌ باور پذیر نیست، توی ذهنم نمی گنجد. اگه قرار بود برای خودم تصمیم می گرفتم باز آسانتر بود. من بودم و منٍ، اما ...

هنوز خیلی مانده حسینی بشوم ...

خدایا من را به مقامی برسان که بفهمم "اللهم تقبل منا هذا القربان" را

/ 3 نظر / 19 بازدید
sara

سلام این فراخوان رو ببینید http://mehrkhane.com/fa/news/4563 انشاالله امسال همه ی مامانای وبلاگ نویس بتونن فضای مجازی رو عاشورایی کنن

آسمان

چقدر زیبا ... ان شاء الله باورمون شیرین بشه ... امانتی رو باید یه روز برگردوند ....

مامان نخودی

خیلی زیبا نوشتید انشالا ما مادران بتوانیم فرزندانی تربیت کنیم که قدرت تشخیص حق از باطل رو داشته باشند و فدایی حق شوند