فرصت مادری

عجله داریم از نوع لالیگا!

باید حاضر بشویم بریم جایی

طفل معصوم را به پشت می خوابانم روی زمین و بدو میروم دستشویی

برمی گردم می بینم برای اولین بار خودش چرخیده و روی شکم شده و کله اش را بالا گرفته دارد آواز می خواند.

از آن لحظه هایی ست که باید شکار شود! کنارش می خابم و دوتایی شروع می کنیم به ادامه آواز و خنده ..

یکی می گه عجله داری بدو دیر شد

یکی دیگه می گه دیگه این لحظه تاریخی تکرار نمی شه

آنوقت این وسط روانشناس قصه ما می گه: اگه یه وقت دیگه هم عجله داشته باشی و طفل معصوم برای اولین بار بخواهد مثلا طعم یک میوه آبداری مثل شاتوت را بچشد و تو توی دستشویی باشی و موقع برگشت ببینی لباس شیک مهمانی اش غرق لکه های شاتوت شده مثل حالا به این تجربه اولش می خندی؟

 

/ 3 نظر / 11 بازدید
مامان آرین

آره میخندی..مطمئن باش...این خاصیت مامان بودنه..حتی اگه فکر میکنی نمی خندی تمرین کن که بخندی در این مواقع...البته من خودم گاهی بی مورد بچم رو دعوا می کنم ولی بعدش خیلی پشیمون میشم...از آشنایی باهاتون خوشحالم

مامان آرین

آره میخندی..مطمئن باش...این خاصیت مامان بودنه..حتی اگه فکر میکنی نمی خندی تمرین کن که بخندی در این مواقع...البته من خودم گاهی بی مورد بچم رو دعوا می کنم ولی بعدش خیلی پشیمون میشم...از آشنایی باهاتون خوشحالم