آقای پدر و دخترک درگیر کل کل هستند، دخترک لج کرده و آقای پدر هم از قدرت مردانه اش استفاده می کند.

از دور دائم تذکر می دهم:

 با صدای بلند دعواش نکن، می ترسه.

بهش نگو "دختر بدی" هستی، بگو "کار بدی" کردی.

وسط دعوا نخند بهش، ابهتت از بین میره، مقتدر باش

.

.

.

یک هو به خودم میام می بینم عین روانشناس های تلوزیونی دائم دارم "توصیه"های کتابی می کنم. بگذار مشکلاتشان را خودشان حل کنند، نگذار لذت تجربه پدرانه-دخترانه صرف درست کردن غلط های تربیتی بشود که حتی مطمئن به غلط بودنش هم نیستی!

 منبر را ترک می کنم، چند دقیقه بعد صدای خنده های بلند دخترک و آقای پدر می آید...