حوصله نداریم شخصیت کارتونی ایرانی بسازیم بنابراین کروات باب اسفنجی را حذف کردیم و این گونه یک شخصیت کارتونی با هویت ایرانی ایجاد شد که بتواند توی تبلیغات لوازم التحریر سهند به بچه ها لبخند بزند.

****

برنامه های تابستانی برج میلاد رفته بودیم، یک غرفه با  حداقل هزینه و بیشترین جذب کودکان برنامه داشت، هزینه هایش یک کامپیوتر و یک آمپلی فایر بود، که آهنگ های رنگی و دوپس دوپس را با حداکثر ولوم پخش می کرد و همه بچه ها (و بزرگترها) ناخودآگاه تمایل به رقص پیدا می کردند و برای این که صورت شرعی هم به قضیه ببخشند یک شعر آبکی در ثنای وطن پرستی اجرا شد که مبادا اینجا با ... اشتباه گرفته شود. از آن روز بود که دخترک ما عاشق بقص ( = رقص) شد!

 وقتی باید هزینه ها را کاهش بدهیم  و می خواهیم اوقات فراغت ملت را پرکنیم و حوصله فکر کردن هم نداریم همین می‌شود.

****

شبکه پویا . کارتون پاندای کونگفوکار.

آهوی غمزه  چشمی در ابتدای قسمت، چشم دوست پاندا را می گیرد و چند پلان بعد نامه آهو به دوست پاندا می رسد که شب بیا فلان جای خلوت برای "مصاحبه کاری"! و پاندا و دوستش هم به آنجا می روند و ...

بعله. دوستی های جنس مخالف را که تا آخر خط هم توضیح داده می شود را با سانسور تبدیل به یک رابطه کاری می کنند.

گیرم بچه اصل قضیه را هم نگرفت و واقعا فکر کرد این یک رابطه کاری است، آن غمزه های آهو خانم و دهن آب افتاده آقای دوست پاندا را چه کند؟ آن ها هم سانسور می شود؟

وقتی حوصله ایجاد کارتون های  دین مدارانه را نداریم و باید باکس برنامه های شبکه پویا را پر کنیم معلوم است که چه اتفاقی می افتد؟

 

پی نوشت: نوشتم حوصله "نداریم" نه حوصله "ندارند". چون معتقدم این تولید محتوا برای کودکان شاید بشود از درون همین وبلاگ  مادرانه کم بیننده شروع بشود و نگاه کلان و مدیریتی به قضیه فقط رفع مسئولیت می کند.