از آدمی زاد بودن خودم تعجب می کنم؛ هفته پیش که پروژه از شیرگرفتن طهورا رو شروع کردم؛ خوشحال بودم از این که دیگه کم کم وابستگی دخترک به من کم خواهد شد؛ آخیش دیگه لازم نیست بشکون گرفتن، چنگول انداختن و بقیه آزار و اذیت های بچه گانه اش را موقع شیر خوردن که تا مرز داد زدن من می رفت تحمل کنم، بعد دو سال شب ها کمرم نمی گیرد و در یک کلام راحت ....!

دیروز دخترک موقع شیر خواب عصرانه اش ملتمسانه به من نگاهی کرد و "شیر می خوام" گفت اما وقتی دید خبری نیست آرام چشم هایش را بست، به خودم لعنت فرستادم که واقعا دلت می آد احساس امنیت و انسی که یک بچه دو ساله داره تجربه ش می کنه رو ازش بگیری؟

پی نوشت های علمی:

دکتر طهورا و بقیه کارشناسان توی برنامه مادر، کودک، تندرستی گفتند:

ازشیر گرفتن بچه ها نباید باعث آسیب روحی بهشون بشه؛ آرام و با حوصله؛ اگه بچه ای بخاطر شیر بیش از حد بی قراری می کنه نباید شیر قطع بشه و سن شیر خوردن می تونه بیشتر از 2 سال باشه و لزومی نداره بچه رو به زور تو دو سالگی از شیر بگیرین.

شیر دادن مادران باردار بجز درموارد خیلی خاص هیچ منعی نداره و حتی دکتر می گفت موردی داشته که مادر باردار علاوه بر نه ماه بارداری، بعد از بدنیا آمدن فرزند دومش هم که شیرش تبدیل به آغوز شده بود باز هم به اولی شیر می داده!

برنامه من برای از شیر گرفتن؛ ترکیبی از تجربیات ثبت شده در وبلاگ های مادرانه است و این مقاله مادربانو! هر هفته یک وعده شیر حذف می شه. خداروشکر طهورا هم کنار آمده با این روش.