مادری سخت است

نه بخاطر تهوع های حاملگی؛ دردهای عجیب وغریب؛ سنگینی روزهای آخر؛ درد های طاقت فرسای زایمان؛ بی خوابی های شبانه و روزانه؛ زخم نوک سینه؛ گریه های ممتدی که سوهان روح می شوند؛ استرس تب های قبل از دندان ؛ لجبازی و مقاومت های بچه گانه؛ و هزاران مسئله که هرکدامشان بالقوه توانایی بهم زدن یک زندگی آسوده را دارد ...

سختی اش مال روزهایی است که چشم های طفل معصوم مثل دوربین نگاهم می کند و آن وقت تازه حس می کنم کسی ممکن است من را توی خلوت ترین لحظه های عمرم دیده باشد.

خجالت می کشم از سالهایی که از خود خدا نمی ترسیدم اما حالا از یک موجود 10 کیلو نشده شرم می کنم.

انگار کسی خود عریان شده ام را جلویم تصویر می کند.

انگار ...

کاش یکی پیدا شود خودم را تربیت کند

کاش ...