قبل از بدنیا آمدن طفل معصوم دنبال لپتاپ می گشتم؛شروع کردم به لیست کردن مشخصات لپتاپ مورد نظرم:

Cpu:   پیشرفته ترین

Lcd:  هرچه بزرگتر بهتر.

کارت گرافیک: هر چه قویتر

...

بعد که طفل معصوم بدنیا آمد و نیاز به  کامپیوتر جدی تر شد دیدم اینجوری نمی شود رفت توی بازار لپ تاپ. باید دقیقا بدانی چه مشخصاتی می خواهی و این شد که دوباره نشستم به بازبینی نیازها (Requirements Analysis).

لپتاپ جزو مایحتاج             ضروری زندگی دانشجویی ام بود بنابراین باید طوری باشد که بتوانم همه جا ببرمش و به معنی دقیق کلمه باید بتوانم توی ساک بچه جایش کنم و بین خانه مادربزرگ ها با بچه جابجا شود.

از آنجا که زندگی یک مادر کلا با زندگی بچه اش گره خورده ، بنابراین اگر بخواهد با کامپیوتر کار کند یعنی باید با بچه و کامپیوتر کار کند و این یعنی لپتاپ مورد نظر باید بتواند با یک بچه که هر آن امکان دارد تف کند؛ جیش کند؛ بالا بیاورد و حتی بپرد کنار بیاید!

جلوتر که رفتم لیست مشخصات لپتاپ تغییر کرد به:

مقاوم در برابر آب ( تف و احیانا جیش! )

مقاوم در برابر ضربه (ای که احتمالا نی نی بخواهد از سازوکار این اسباب بازی سردربیاورد)

وزنی که کمر را با یک ساک بچه و خود بچه و احیانا چند کتاب و جزوه از وسط تا نکند.

Cpu،lcd، کارت گرافیک و سایر مشخصات فنی : هر چه باشد!