کلافه شده بودم بس که چشم های دخترک زمان های طولانی با صفحه گوشی مماس می شد. راه کارهای معمول برای کم کردن این زمان و وابستگی اش جواب نداد.

مجموعا سه ساعت طول کشید که یک راه حل برای پنهان کردن نرم افزارها و ابزارهای مورد علاقه طهورا در موبایل خودم پیدا کنم، اگر زمان سرچ کردن و نصب نرم افزارهای مختلف و تست آن ها و... را هم حساب کنم می شود سه روز. بعد از این که فهمیدم تقریبا هیچ کدامشان نیازمن را برطرف نمی کند به حقه های درون نرم افزاری فکر کردم و سرانجام یک راه حل بکر (البته به زعم خودم) به ذهنم رسید.

تا جایی که جا داشت صفحات لانچر(= دسکتاپ در پی سی) را زیاد کردم و همه آن چیزهایی را که نمی خواستم در دسترسش باشد را گذاشتم در آخرین صفحه. به نظرم وقتی یکی دو صفحه اول را برود و بعد به صفحه های خالی برسد و چند صفحه خالی را هم زیرورو کند ناامید خواهد شد و به صفحه دوازدهم نخواهد رفت. در اولین برخورد دخترک با موبایل، به محض این که ابزارهای مورد علاقه اش را پیدا نکرد و چند صفحه خالی هم جلو رفت به سرعت صفحه های لانچر را کوچک کرد و سریع فهمید همه ابزارهای ممنوعه اش در آخرین صفحه است و با دو تاچ به همه شان رسید.

من سه ساعت فکر کردم، منی که الان بیست سال است از اولین نسخه های سیستم عامل ماقبل ویندوز تا آخرین سیستم عامل های لینوکسی را کار کرده ام سه ساعت فکر کردم، اما حقه ام کمتر از سی ثانیه جلوی بچه سه ساله دوام نیاورد. فهمیدم خیلی عقبم، فهمیدم حتی تحصیلاتم هم به دردم نمی خورد، باید فرزند زمان خودم باشم .

پی نوشت: عمرا اگه کم بیارم من ! این پاتک طهورا آنقدر غیرت تکنول‍وژیکی ام را تحریک کرد که بر آن شدم خودم از صفر یک برنامه بنویسم اما خدا را شکر یک نرم افزار پیدا کردم به نام kids place که در کافه بازار هم می توانید دانلود کنید. یک لانچر می سازد برای فرزند دلبندتان (و یا احیانا هر استفاده کننده دیگری) که صرفا برنامه هایی که شما اجازه بدهید را قابل دسترسی می کند و حتی میتوانید زمان استفاده را هم محدود کنید. اینجوری دخترک فقط محدود است به چند برنامه که برای خودش به مرور زمان کسل کننده شده و قانون مندی و محدودیت استفاده از گوشی را هم درک کرده است.