از وقتی کنترل چشمانت ارادی شده و مستقیم توی چشم آدم ها زل می زنی برای بقیه شیرین تر شدی اما برای من لحظات دلهره آوری ست وقتی چشمانت میخ می شود به من

همه سوالاتی که قبل از آمدنت پاسخی برایشان نداشتم دوباره جلوی چشمانم ظاهر می شوند

از آینده ات می ترسم؛

هنوز جرات ندارم اسم مادر روی خودم بگذارم ؛ باور کن سخت است خودت هنوز توی تعریف هویت خودت مانده ای بخواهی برای کس دیگری هویت بسازی